تبلیغات
سکنجه(سکنچه) - عشق بورزید تا به شما عشق بورزند
دوشنبه 15 خرداد 1391

عشق بورزید تا به شما عشق بورزند

   نوشته شده توسط: مجتبی    

روزی روزگاری پسرک فقیری در محله کوچکی زندگی میکرد ,  که برای تامین مخارج تحصیلش دستفروشی میکرد. از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید پولی به دست آورد . روزی متوجه شد که پول چندانی برایش باقی نمانده و این در حالی بود که شدیدا احساس گرسنگی میکرد . تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند . بطور اتفاقی درب خانه ای را زد . دختر جوان و زیبایی در را باز کرد . پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا , فقط یک لیوان آب درخواست کرد . دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود , بجای آب یک لیوان بزرگ شیر آورد . پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سرکشید و گفت : چقدر باید به شما بپردازم ؟ دختر جواب داد : (( چیزی نباید بپردازی , مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازائی ندارد . )) پسرک گفت : پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری میکنم . )) سالها بعد دختر جوان به شدت مریض شد . پزشکان محلی از درمان او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز , متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند . دکتری جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد . هنگامی که متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید . بلافصله بلند شد و بسرعت به طرف اتاق بیمار حرکت کرد . لباس پزشکی اش را برتن کرد و برای دیدن مریضش وارد اتاق شد . در اولین نگاه او را شناخت . سپس به اتاق مشاوره بازگشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند . از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سرانجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری , پیروزی از آن دکتر گردید . آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود . به درخواست دکتر , هزینه درمان زن جهت تایید نزد او برده شد . گوشه صورت حساب چیزی نوشت . آنرا درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود . زن از بازکردن پاکت و دیدن مبلغ واهمه داشت . مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد . سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد . چیزی توجه اش را جلب کرد . چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود . آهسته آن را خواند : بهای این صورتحساب قبلا با یک لیوان شیر پرداخت شده است .!!!


...M
پنجشنبه 22 تیر 1391 12:39 ب.ظ
سلام داستان قشنگی بود
با وجوده تكراری بودن آن باز من آن را خواندم
پاسخ مجتبی : سلام
سپاس از وقتی که برا خوندن این مطلب صرف کردید
sadegh
جمعه 26 خرداد 1391 09:00 ب.ظ
بیا اشتی کنیم ................
سلام داش مجتبی من اپم
پاسخ مجتبی : حتما
....کی!!!!مو؟؟؟؟؟
جمعه 26 خرداد 1391 01:40 ب.ظ
معجزه عشق و دست روزگار رو ببین. کار خوب هیچکی بی جواب نمیمونه و برعکس کار بد هیچکسی هم بیجواب نمیمونه پس بهتره.....

کی!!!!مو؟؟؟؟
پاسخ مجتبی : 100درصد داداش
آرام
پنجشنبه 25 خرداد 1391 10:00 ق.ظ
درود آقا مجتبی.
بعضی داستان ها تن رو میلرزونه و بهت هیجان میده، داستان انتخابیتون از این دسته بود.
به قول حاجی از هر دست بدی از همون دست میگیری هرچند گاهی بعضی دست ها دل رو می شکنن.
با آرزوی موفقیتتون.
پاسخ مجتبی : درود
بله همینطوره
ممنون آرام جان
صادق
جمعه 19 خرداد 1391 11:32 ق.ظ
──(♥)██████(♥)(♥)██████(♥)
─(♥)████████(♥)████████(♥)
─(♥)██████████████████(♥)
──(♥)████████████████(♥)
────(♥)████████████(♥) __
──────(♥)████████(♥)
────────(♥)████(♥) __
─────────(♥)██(♥)
───────────(♥)
sadegh
پنجشنبه 18 خرداد 1391 12:32 ب.ظ

بنویسید به دیوار سکوت
عشق سرمایه هر انسان است
به نشانید به لب حرف قشنگ
حرف بد وسوسه شیطان است
وبدانید که فردا دیر است
و اگر غصه بیاید امروز
تا همیشه دلتان درگیر است
پس بسازید رهی را که کنون
تا ابد سوی صداقت برود
و بکارید به هر خانه گلی
که فقط بوی محبت بدهد
صادق
چهارشنبه 17 خرداد 1391 10:44 ب.ظ
قلب ها دریچه نفوذند
و انکه صادقانه نفوذ کند
پایدارترین مهمتن است

وحید
چهارشنبه 17 خرداد 1391 12:31 ق.ظ
سلام کوکا
انتخاب خوبی داشتی یعنی اینکه داستان غشنگی انتخاب کردی داستانکو رو مو 50 درصد تاثیر گذاشت ولی نظر علی که نوشته روش اثر گذاشته تاثیر داستانت رو 100درصد کرد حالا خودت حسابش بکن چه داستانی بوده که رو علی تاثیر گذاشته
موفق باشی رفیق
پاسخ مجتبی : هوووووووووم , ها بله ..........................

چاکریم کوکا
صادق
سه شنبه 16 خرداد 1391 01:28 ب.ظ
سلام داش خیلی جالب بود #
هیچ کار نیکی نیست که بی جواب بمونه
پاسخ مجتبی : مرسی
بله همینطوره
انجمن
سه شنبه 16 خرداد 1391 11:38 ق.ظ
بله
بسیار زیبا
.
از هردست که بدهی به همان دست می گیری
.
تو نیکی میکن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
علی
سه شنبه 16 خرداد 1391 11:34 ق.ظ
مجتبی مطلبت عالی بود عالی عالی
خیلی روم اثر گذاشت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.