تبلیغات
سکنجه(سکنچه) - مرغ
جمعه 6 مرداد 1391

مرغ

   نوشته شده توسط: مجتبی    


مرغ ،آهنگ جدایی ساز کرد
ناگهان از سفره ام پرواز کرد
از فراقش قلب بشقابم شکست
قاشق و چنگال من در غم نشست
دید او فیش حقوقم را مگر؟
کاین چنین از پیش من بگرفت پر
مرغکم رفتی تو از پیشم چرا
کردی از پیش خودت کیشم چرا
من به تو خیلی ارادت داشتم
حشر و نشری با کبابت داشتم
خاطراتت مانده در کنج اجاق
سوخت قلب دیگ تفلون از فراق
ران و بال و سینه ات یادش بخیر
قلب چون آیینه ات یادش بخیر
با سس قرمز چه زیبا می شدی
خوب و دلچسب و دلارا می شدی
ای فدای ژامبون رنگین تو
سوپ های داغ و آن ته چین تو
ناز کم کن پیش ماها هم بیا
لطف کن ،یک شام، اینجا هم بیا
دستمان از گوشت دور است ای نگار
پس تو دیگر اشکمان را در نیار
زندگی بی تو جهنم می شود
سکته ،اسبابش فراهم می شود
ای فدای قُد قُدایت باز گرد
این دل و جانم فدایت باز گرد
بی تو باور کن که مردن بهتر است
از جهان تشریف بردن بهتر است
از خر شیطان بیا پایین عزیز
عشوه کم کن ،زهر در جامم مریز
تازگی از دیگران دل می بری
هرکه بامش بیش ،با او می پری
در نبودِ هیکل زیبای تو
دلخوشم با سنگدان و پای تو
پس چه شد آن بال های خوشگلت
لک زده است این دل برای شنسلت
ذهن یخچالم پُر است از یاد تو
بازگرد ای خوشگل تو دلبرو
تخم خود را لا اقل از ما نگیر
تا که با خاگینه ات گردیم سیر


...M
یکشنبه 22 مرداد 1391 02:42 ب.ظ
سلام .
شعر جالی بود واقعا زیبا نوشتی.
وقتی فهمیدم صف مرغ 4ساعت طول میكشه!
به فكرش كه میرم سردرد میگیرم.
پاسخ مجتبی : سلام
شرمنده شعر از من نبود
واقعا فراتر از سر درد می آره
مبینا
دوشنبه 9 مرداد 1391 10:11 ب.ظ
سلام
وب نسبتآ فعالی داری
یادت نره به من سر بزنی!!!!!!!
پاسخ مجتبی : سلام
به خاطر مشغله کاریه
حتما
بیداد
دوشنبه 9 مرداد 1391 08:38 ب.ظ
سلام
من وبم رو تازه راه اندازی کردم .
لطف کنید به ما یه سر بزنید
خوشحال میشم که با هم تبادل لینک داشته باشیم
پاسخ مجتبی : سلام
خیلی خوش اومدید دوست عزیز , چشم , در اولین وقت خدمت میرسیم
باعث افتخار بندست که شما رو لینک کنم
آرام
یکشنبه 8 مرداد 1391 11:27 ق.ظ
درود.
صف های سیاه رنگ، ساعت 3 ظهر، خیابون بهشت صادق. دل رو به درد میاره از این همه .... سیاسیش نکنیم.
شعر قشنگی بود احسنت به شاعرش.
و تشکر از شما که غم بی مرغی رو برای چند لحظه از بین می برید.
پاسخ مجتبی : و درود بر شما
واقعا
بله همینطوره
خواهش میکنم
سپاس از حضور زیباتون
حاجی
یکشنبه 8 مرداد 1391 01:02 ق.ظ
سلام
ای کاش حداقل در ماه رمضان که برای رفع نیاز فقرا دعا می کنیم صدق گفتار داشتیم.
ای کاش در این شبها که برای سیر شدن گرسنگان از خدا در خواست می کنیم خود نیز در اجابت این خواسته شریک می شدیم.
ای کاش امروز را که به همراه اعضای خانواده در صف مرغ قرار می گرفتیم نوبت فردا را به دیگری می دادیم.
ای کاش دیگران را بر خود مقدم می داشتیم و یا حد اقل همانند خود می پنداشتیم.
ای کاش... ...
پاسخ مجتبی : سلام
ای کاش ...
پرستو
شنبه 7 مرداد 1391 02:48 ب.ظ
سلام. از وبتون خوشم اومد اگه مایل به تبادل لینک بودید بهم اطلاع بدید.
پاسخ مجتبی : سلام
باعث افتخار منه
حتما
دریا
شنبه 7 مرداد 1391 01:32 ق.ظ
سلام دوست عزیز
نمیدونم بخندم یا گریه كنم ولی این پست از بس جالب بود كه....نمیشه نخندم اگرچه باید گریست ها....ولی خوب دیگه
موفق باشید دوست عزیز
پاسخ مجتبی : سلام
ممنون از حضورتون
امیدوارم که همیشه خوش باشید
شیرین
جمعه 6 مرداد 1391 10:29 ب.ظ
سلاااااااااام

آپ این دفه ات خیلی جالب و با مزه بود ، واقعا هم که اکسیری شده این مرغ ، نایاب و گرون و ............

در کل شعرت طنز تلخی داشت از درد و دل مردم عادی ، مردمی که روز به روز فشار زندگی بیشتر به دوششون نمایان می شه و کمرشون رو بیشتر خم می کنه

به امید روزهای بهتر
پاسخ مجتبی : سلام
ممنون , آره همینطوره
مردم اینقدر فشار زندگیشون بالا رفته که مرغ چیز کوچکیه , جدیدن پیاز هم شده کیلو 1500 !!!!!!
انشاالله .....
سپاس از حضور گرمتون
فاطی
جمعه 6 مرداد 1391 06:54 ب.ظ
درود بر مجتبی

اول اینکه این پستت خیلی قشنگ و بامزه بود
آره بخدا،واسه دو تا مرغ باید چهار ساعت وایسی تو صف!!
یاد مرغ هم گرامی باد
پاسخ مجتبی : درود بر فاطی عزیز
ممنون , نظره لطفتونه
تازه بعد از 4 ساعت ایستادن آخرش دعوا و بزن بزن واسه اونها که چیزی گیرشون نیومده
سپاس از حضور پر مهرتون
حسین
جمعه 6 مرداد 1391 06:45 ب.ظ
سلام مجتبی جان
خیلی خیلی شعر قشنگی بود
ای کاش اسم شاعرش رو هم مینوشتی
زیبای زیبا
---------------------
من حدود یه ساله که ویلن میزنم
دوست داشتی مغازه فرخ که اومددددم
بیشتر بهت توضیح میدم
موفق باشی

پاسخ مجتبی : سلام آقا حسین
شما لطف دارید
شرمنده یادم رفت
خوشحال میشم از تجربیات شما استفاده کنم
سپاس از حضورتون
ابی
جمعه 6 مرداد 1391 06:36 ب.ظ
درود
اقا مجتبی یاد مرغ های کوپنی ات به خیر
واقعا پست خوبی بود
احسنت بر قلم زیبایت
و زبان خوش بیانت
اشکمان را در اوردی حالا یه سوال دارم خبر نداری کی مرغ کوپنی اعلام میشه

پاسخ مجتبی : درود بر آقا ابی
واقعا یادش بخیر
سپاس
وقتی آقای رجایی اومد , جنس کوپنی رو آورد و مردم هم به راحتی به همه چیز دست پیدا میکردند , به خصوص مرغ !!!!! ولی !!!! اقایی که یعد از گذشت 30 سال اومد و گفت که من بوی رجایی میدم و اومدم که مثل اون باشم , همون آقا اومد و جنس کوپنی رو برداشت !!!!!!!!
اینم مطمئن باشین که دیگه کوپن تعطیل !!!!!
در ضمن این گریه داره نه خنده جناب آقای ابی !!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.