تبلیغات
سکنجه(سکنچه) - وجدان
سه شنبه 8 مرداد 1392

وجدان

   نوشته شده توسط: مجتبی    

واقعا چرا بعضی افراد وقتی با ماشین به یه کسی میزنن زودی فرار میکنن بی آن که به فکر اون شخص باشن . آیا این سوال رو از خودشون میکنن که طرف زنده ست یا مرده ؟ نیاز به کمک داره یا نه ؟ آیا این نوع انسانها چیزی به نام وجدان در وجودشون هست ؟دیروز تو راه با ماشین داشتم میرفتم که متوجه ماشین جلوی خودم شدم که یه نفر رو زیر گرفت . به محض رسیدن من به صحنه فورا اون شخص فرار کرد . بی انصاف حتی از ماشین هم پیاده نشد که ببینه چی شده . فورا ماشینو زدم کنار , چند ماشین دیگه هم که رسیدن فورا اومدن به سمتمون . ازش خونه زیادی رفته و دهنش هم قفل کرده بود. هرچی زور داشتم به کار بردم که بلاخره تونستم دهنشو باز کنم و از کسانی که کنارم بودم خواستم یه کیف بهم بدن تا لای دندونای اون مرد بذارم تا بتونه نفس بکشه . نزدیک به بیست دقیقه طول کشید تا آمبولانس برسه . اونا هم با کمال خونسردی کارشون رو انجام دادن بی اونکه به فکر حال مصدوم باشن . دیگه خدا میدونه که زنده موند یا نه ...
من میخوام اینو بدونم که اگه خدایی نکرده این اتفاق برا خودشون یا یکی از آشناهاشون رخ بده , چه عکس العملی رو از خودشون نشون میدن ...
آیا بی تفاوت رد میشن یا تا ته قضیه پیش میرن ...
وجدان هم چیز خوبیه اگه داشته باشی ....
یکی نیست به این بگه که آخه بی انصاف چطور دلت قبول کرد که بتونی راحت از این صحنه در بری و با خیال راحت بتونی به زندگیت ادامه بدی ...
خدا خودش فقط به فریاد برسه


فاطی
جمعه 18 مرداد 1392 07:22 ب.ظ
سلام ککا جون
دقیقا نمیشه این ادما رو توصیف کرد
باید بزاریم خدا درموردشون تصمیم بگیره

عیدت مبارک
طاعاتت قبول
عمرت پایدار
پاسخ مجتبی : سلام ددی گل خوم
ها بله
عید شما هم مبارک
همچنین
سرافراز و پیروز باشی
mokhi860
جمعه 18 مرداد 1392 03:00 ب.ظ
سلام داداش گلم
اینجور آدما بویی از انسانیت نبردن.نشونی از مردانگی جوانمردی تو وجودشون نیست.خداییش خیلی آدم نامسلمونی بوده که هم نوع خودشو به حالش خودش ول میکنه و با خیال راحت پاشو رو گاز فشار میده ودر میره.ولی همون یارو بدونه که خدا از حق خودش میگذره ولی از حق بنده ش نه.پس منتظر جواب خدا باشه......
مرسی جیگرم ولی این ماجرا رو بهمون میگفتی هم بد نبودا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به قول مسعود :کی مو؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
پاسخ مجتبی : به به داداشی خودم . سلام عزیزم
مسلما همین جور خواهد بود .
داداش جون ما شما رو که هفته ای یا دو هفته یبار هم ببینیم باید کلامون رو بندازیم هوا !!!! از بس لالا !!!!
در ضمن کار خیر رو که نباید همه جا گفت !!!!
حالا یکی نیست به خودم بگه !!!!
نه خوم !!!
علی
جمعه 18 مرداد 1392 11:49 ق.ظ
سلام پسر عمو
در باب فرار بخاطر ینه كه اگه بكشیش دیش 157 ملیونه نكشیش دسو پاش قطع شه نزدیم 240 ملیون دیشه..ههههه
خیلی بی وجدانیه
اگه اون چیزیش میشد ...اوووف عجب انسان هایی پیدا میشن
همین
پاسخ مجتبی : سلام علی جون . پسر عموی عزیز چه خبر ؟
آره اینجوری هم میشه فکر کرد ولی به چه قیمت ؟ از اینچیزا میشه فرار کرد ولی جایی هم هست که بخای فرار کنی یقه ت رو میچسبن و به سزات میرسونن !!
کنجیر
چهارشنبه 16 مرداد 1392 10:48 ب.ظ
سلام
مگه تو کمک های اولیه هم بلدی؟؟؟؟
نه واقعا ثابت کردی که آدم با وجدانی هستی....اما اگه مو به جای تو اونجا بودم نگوت سمتم میومد همه چی تقصیره خوم میفتاد
آفرین سکنچه
فقط و فقط کنجیر
پاسخ مجتبی : سلام
آره تو خدمت یه چیزایی رو بهمون نشون دادن , آخه یه چند وقتی راننده بهداری بودم !!!!
خواهش میکنم نظر لطفتونه . نه عامو چه خبرن مگه . وقتی بخی کار خیری کنی خدا هم کمکت میکو !!
هابله کنجیر
م.الف
چهارشنبه 16 مرداد 1392 01:53 ق.ظ
باسلام
مطلب زیبایی را نوشته
هر روز و هر ساعت در زندگی این وجدان
ما را به انسانیت یا حیوانیت سوق میدهد
امید است سوی انسانیت کشیده شویم با وجدان
انسانی و بیدار
م.الف
پاسخ مجتبی : سلام
خواهش میکنم
انشاالله
حاجی
سه شنبه 15 مرداد 1392 10:42 ق.ظ
بله!
.
او نیمه جانی از انسانیت در خود داشته که با ایجاد آن صحنه، نیمه دیگرش را نیز در کنار مصدوم جا گذاشته و دست به دست برادر مرگ با هم گریخته اند.
پاسخ مجتبی : بله !
آرام
شنبه 12 مرداد 1392 08:22 ب.ظ
درود مجتبا.
چقد تلخه. حتا فکرشم نمیشه کرد که اینقدر راحت بشه گذشت.
تنتون سلامت. آمین.
پاسخ مجتبی : و درود بر شما آرام
بله واقعا تلخه
مرسی همچنین
جمعه 11 مرداد 1392 04:04 ب.ظ
سلام مجتبی.
این جور آدما یا به قول شما بویی از وجدان نبردن یا اینکه فکر کرده اگه فرار کنه خیلی آدم زرنگیه ولی خیلی کوته فکر بوده که به چوب بی صدای خدا فکر نکرده.
احسنت.
پاسخ مجتبی : سلام به شما
قطعا همینجوره .
خواهش میکنم
سیداکبر موسوی
پنجشنبه 10 مرداد 1392 04:04 ب.ظ
گاوان و خران باربردار
به ز آدمیان مردم آزار
بله مجتبی جان نکته همین جاست
وقتی کل الانعام میشویم دیگر وجدانی نداریم که بیدارمان کند
البته آدمی یکباره اینگونه نمیشود بلکه ذره ذره سقوط میکند
و بتدریج میشود ابن ذالجوشن که از رکاب ملای مولای مردان به کربلا میرسد....
پاسخ مجتبی : احسنت , قطعا همینطوره که شما میفرمایید سید جان
چهارشنبه 9 مرداد 1392 06:29 ب.ظ
سلام داداش...لابد نداشته یا خیالش راحت بوده.ولی هر چی و هر کی بوده انسان نبوده.

.....کی!!!!مو؟؟؟؟
پاسخ مجتبی : سلام مسعود جون
مطمئنن همینطوره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.