تبلیغات
سکنجه(سکنچه) - مطالب اسفند 1391
سه شنبه 22 اسفند 1391

نزدیک عید و کار خرابی

   نوشته شده توسط: مجتبی    

سلام سلام سلام خدمت دوستای گلم . ما نیستیم حسابی بهتون خوش میگذره . دم عیدی کلی گرفتار شدید احتمالا . مامان و بابا شما رو گرفتن به کار و هی این کار و انجام بده و هی اون رو انجام بده . بیا فرش بشوریم , پتو بشوریم و گردگیری و خلاصه خیلی کارای دیگه ... ولی اشکال نداره تا میتونید کمک کنید . من که خیلی خسته شدم , آخه تا میخواستن کاری رو انجام بدن , از خونه فرار میکردم !!! جاتون خالی ! چه کیفی میده وقتی برادر یا خواهرت در حال کار کردنه و خسته ست و حوصله خودش رو دیگه نداره , بری و سر به سرش بذاری !!!! ولی بدونید که من اینجوری نیستما , مطمئن باشید !!!!! دیروز خونه یکی از دوستام بودم و داشتیم با هم کشتی میگرفتیم که یهو با کاسه خورشتی که برامون کشیده بودن , برخورد کردیم و چشمتون روز بد نبینه , از قضا ریخت رو لبه فرشی که تازه شسته بودن و جمعش کرده بودن کنار دیوار اتاق گذاشته بودنش .ماهم حالا هرچی پارچه خیس کردیم و کشیدیم رو فرش بدتر شد که بهتر نشد تو این اوضاع یه فکری به کله م رسید و به دوستم گفتم بیا فرش رو برعکس کنیم و لبه کثیفش رو روبه دیوار کنیم تا کسی نفهمه !!! وای چند روز دیگه که فرش رو باز کردن چه حالی به اهل خونه شون دست میده !! منم از ترسی که بهم دست داده بود , از اون روز تا حالا خونه شون نرفتم و تا روز عید هم نمیرم . ولی میخوام به مامان دوستم قضیه رو بگه آخه خیلی گناه داره چون تنهایی اون فرش رو شسته بود دیگه خودتون باید بدونید که اسم کی رو قراره بیارم وای که من چه آدم صادقیم , به به به خودم